تبليغاتX
امید
 
 
   
 
 

فقط واسه خودمه و عشقم (M)

 
 
 |    نوشته شده توسط m.fa14
 
 
   
 
 

واي كه چقدر زيبايي عروسك من ...

يكم بايد بيشتر ورزش كني ... هر چي كمر باريك تر باشه بهتره .... 

آفرين عروسك من ... اين مانتو رو هم عوض كن ... آره .. اون يكي بهتره .. همون كه تنگه و جنسش هم لخته ... خيلي بيشتر بهت مياد ... 

آفرين اينجوري بهتر شد .... شلوار زير مانتو هم يكم جيغ باشه بهتره ..... نه بابا اون كه تا نوك انگشتات ميرسه ... كوتاه تر .. يه 10 سانت ديگه هم كوتاه بشه بهتره .... 

اينجوري خيلي زيبا تر شدي ....
 يكم بايد به خودت برسي .... بذار ببينم .... آها ميگم .. چقدر رنگ صورتت پريده ... يكم بايد گونه هات قرمز تر بشه .... واي چه خوب شدي 


 يه ذره هم سايه و خط .... از اون رژ تيره بزن خيلي بهت مياد ....

واي ماه شدي ..... نمي دوني چقدر خواستني هستي... 

عروسك :‏ ولي حيف كه تو دانشگاه ما چادر اجباريه (اين دانشگاه فرضيه سخت نگيريد! فرض محال كه محال نيست!!)  .... 

اشكال نداره از اين چادر ها بگير كه توريه .. جلوش رو هم باز بذار .. آفرين خوبه .... نه .. اي بابا ... اون همه وقت نذاشتي براي هاي لايت موهات كه حالا قايمش كني ......... چادر رو بده عقب تر ....... باز هم ......... آها حالا خوب شد .........

ميگم بينيت(همون دماغ خودمون) رو هم عمل كني ديگه صورتت تكميل ميشه .....  

آره .. ديدي اينجوري بهتره .....واي نمي دوني كاش جاي من بودي و خودت رو مي ديدي ...
 

عروسك :  من واقعا خوشحالم از اينكه هموني هستم كه تو مي خواهي ... حالا مي تونيم با هم زندگي كنيم؟

مي دوني بايد برات يه چيزايي رو توضيح بدم .....

من براي عروسكم پول خرج ميكنم همانطوري كه براي لباس و كامپيوتر و ... هزينه مي كنم.......

من مواظب عروسكم هستم همونطوري كه مواظب وسايلم هستم 

من ...... مي دوني راستش من با عروسك بازي مي كنم ..... مثل همه .... زندگي كه بازي نيست ... براي زندگي نميشه رو يه عروسك حساب كرد ....

آخه همه بچه ها چشمشون دنبال عروسكه ... سعي مي كنن عروسك همديگر رو تصاحب كنن .همه يه جوري ......... همه ........... عروسك ...... براي زندگي ......... من.............عروسك ........ بازي .........

 
 
 |    نوشته شده توسط m.fa14
 
 
   
 
 

آقا الاغه به خانم الاغه گفت :" بيا همديگر را دوست داشته باشيم"
خانم الاغه نرم و لطيف عرعر كرد و يك جفت جفتك جانانه به پهلوي آقا الاغه زد.
آقا الاغه خوشحال شد .
دُمش را تكان داد و يك لگد محكم و چكشي به پشت خانم الاغه زد.
آن وقت هر دو شاد و خندان راه افتادند و فهميدند چه عشق خركي به هم دارند و همديگر را دوست دارند
اما چند وقت بعد با ناراحتي از هم جدا شدند.
چون صاحبشون آقا الاغه را فروخت.
آنها هرگز خاطره آن جفتك و لگد را فراموش نكردند.
در روزگار پيري باز همديگر را ديدند و چقدر از جفتك و لگد حرف زدند.
موقع مرگ هم آنها به ياد جفتك و لگد بودند .
اين يك جفتك به آن زد و آن يك لگد به اين زد و هر دو افتادند و مردند.
حالا همه ي الاغها از عشق عميق آقا الاغه و خانم الاغه حرف مي زدنند و به ياد آنها به هم لگد و جفتك مي زنند .
ولي آدمها نمي دانند كه عشق خركي اين شكلي است ...

 
 
 |    نوشته شده توسط m.fa14
 
 
   
 
 

بايد عاشق شد و خواند :
(( بايد انديشه کنان پنجره را بست و نشست ))
پشت ديوار کسي مي گذرد
مي خواند :
(( بايد عاشق شد و رفت
چه بيابانهايي در پيش است ! ))
رهگذر خسته به شب مي نگرد
مي گويد :
(( چه بيابانهايي ! بايد رفت
بايد از کوچه گريخت
پشت اين پنجره ها مرداني مي ميرند
و زناني ديگر
به حکايتها دل مي سپرند . ))
پشت ديوار کسي درياواري بيدار
به زنان مي نگريست :
(( چه زناني که در آرامش رود ،
باد را مي نوشتند !
و براي تو - براي تو و باد -
آب هايي ديگر در گذرست . ))
بايد اين ساعت - انديشه کنان مي گويم -
رفت و از ساعت ديواري ، پرسيد و شنيد .
و شب و ساعت ديواري و ماه
به تو انديشه کنان مي گويند :
(( بايد عاشق شد و ماند
بايد اين پنجره را بست و نشست ! ))
پشت ديوار کسي مي گذرد ،
مي خواند :
(( بايد عاشق شد و رفت
بادها در گذرند . ))

 
 
 |    نوشته شده توسط m.fa14
 

pictofxt

Desert Float Template

Advanced Web Design Center Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین